خودت واسه خودت مهم باش

هر روز یک مطلب با یک محتوای عالی

خودت واسه خودت مهم باش

۲۳ بازديد
یه وقت‌هایی توی زندگی پیش میاد که انگار تمام دنیا داره بهت فشار میاره، همه چیز به هم ریخته و هیچ چیزی مثل قبل نیست. اون لحظه‌ها، نه اینکه حس کنی تنهایی، بلکه احساس می‌کنی که کسی نیست که بتونه حال خرابتو بفهمه. نمی‌دونم شما هم این احساس رو تجربه کردید یا نه، ولی این که کسی نتونه درک کنه که چقدر حالت حال بدیه، خیلی اذیت‌کننده است.

یادمه یه روزی که با یکی از دوستام صحبت می‌کردم، تمام احوالاتم رو گفتم، از مشکلات روزمره، از اینکه چقدر درگیرم، از استرس و فشارهایی که تحمل می‌کنم، اما اون فقط گوش می‌داد و بعد گفت: «آره، سختی‌هایی داری، ولی خب، همه همینطورن، باید جلو بری دیگه!» این جمله خیلی ساده به نظر میاد، اما وقتی شنیدمش، تمام احساساتم نابود شد. انگار نه انگار که من دارم از ته دل حرف میزنم. اصلاً به این فکر نکرد که شاید من این لحظه‌ها به یه گوش شنوا نیاز دارم، نه فقط یه جمله کلیشه‌ای که هیچ کمکی نمی‌کنه.

خب، این داستان برای خیلی از ماها پیش میاد. گاهی فکر می‌کنیم وقتی داریم از حال بد خودمون حرف می‌زنیم، باید کسی بشنوه که دقیقاً بتونه توی اون لحظه با ما هم‌احساس باشه. اما متاسفانه خیلی وقت‌ها اینطور نیست. اینجوریه که احساس می‌کنیم تنها هستیم، حتی وقتی که با آدم‌های زیادی اطرافمونیم. خیلی وقت‌ها حتی خودمون هم به‌خاطر همین، نمی‌دونیم باید چی بگیم، چون می‌دونیم که خیلی‌ها نمی‌فهمند.

مثلاً خودم، خیلی وقت‌ها وقتی روزهای سخت رو می‌گذرونم، بیشتر دوست دارم با کسی صحبت کنم که می‌فهمه چه حسی دارم، نه اینکه بخواد فقط حرف بزنه که "اینم می‌گذره" یا "همه اینطورن" یا "چرا اینقدر غمگینی؟" این جور جملات معمولاً نه تنها کمک نمی‌کنن، بلکه بیشتر احساس می‌کنی که طرف هیچ درکی از حالت نداره. یعنی حتی اگر دوستت باشه، باز هم اون درک عمیق رو پیدا نمی‌کنی که تو ازش انتظار داری. مثل این می‌مونه که داری توی تاریکی قدم می‌زنی و هیچ‌کس نمی‌تونه دستت رو بگیره و کمکت کنه.

حالا شاید یکی بگه، خب، همه آدم‌ها نمی‌تونن احساسات دیگران رو درک کنن، به‌خصوص وقتی خودشون درگیر مشکلات خودشون هستن. من هم این رو می‌فهمم، اما این به این معنی نیست که نباید تلاش کنیم تا درک بهتری از احساسات دیگران داشته باشیم. زندگی همه‌مون پر از پیچیدگی‌ها و چالش‌هاست و کسی که حال خرابه، ممکنه تنها چیزی که بخواد، فقط یه لحظه درک شدن باشه. همین که بدونی کسی هست که وقتی باهاش حرف می‌زنی، نمی‌خواد فقط مشکلاتت رو نادیده بگیره، یه دنیا ارزش داره.

یه نکته‌ای که خیلی برام روشن شده اینه که وقتی حال کسی خراب میشه، ممکنه راه حلی وجود نداشته باشه، اما به‌هرحال حس کردن اینکه درک می‌شی، خودش یه تسکین عمیق برای آدم ایجاد می‌کنه. من خودم خیلی وقت‌ها به‌جای پیشنهاد دادن راه‌حل‌ها، فقط سکوت می‌کنم و به طرفم گوش می‌دم. انگار گاهی، فقط بودن و شنیدن از یه نفر، بیشتر از هر چیزی می‌تونه مفید باشه. این‌جوریه که شاید کسی که حالش خرابه، حتی اگه نتونه همه‌چیز رو با شما به اشتراک بذاره، حداقل حس می‌کنه که تو اون لحظه تنها نیست.

نکته دیگه‌ای که خیلی مهمه اینه که حتی وقتی کسی نمی‌تونه حال آدم رو درک کنه، اون آدم نباید احساس کنه که چون دیگران نمی‌فهمن، باید تنها بمونه. گاهی باید خودمون رو درک کنیم، بدون اینکه منتظر باشیم دیگران حتماً بفهمن. البته این موضوع پیچیده‌ست، چون خیلی وقت‌ها آدم‌ها به‌شدت به تایید و درک از بیرون نیاز دارن، اما مهمه که یاد بگیریم در مواقعی، خودمون باید با خودمون درددل کنیم. شاید تنها کسی که می‌تونه درک کنه، خود شما باشید.

اینکه کسی نتونه حال ما رو درک کنه، باعث میشه که احساس تنهایی و بی‌اعتمادی پیدا کنیم. به‌ویژه وقتی همه اطرافیانمون به‌جای حمایت، فقط قضاوت می‌کنن و به جای شنیدن، از ما می‌خوان که سریع‌تر از مشکلات بیرون بیایم. ولی واقعیت اینه که به هیچ‌وجه نمی‌شه به کسی زور زد که احساسات شما رو درک کنه. این فقط یه حالت درونیه که باید به‌طور طبیعی اتفاق بیفته. این‌که درک بشی، از جانب کسی که واقعاً می‌فهمه چی می‌کشی، مهم‌ترین چیزیه که تو اون لحظه بهش نیاز داری. 

من خودم یاد گرفتم که وقتی کسی نمی‌تونه حال من رو درک کنه، باید بیشتر از هر وقت دیگه‌ای به خودم اهمیت بدم. باید خودم رو برای خودم درک کنم و به خودم اجازه بدم که احساساتم رو بدون قضاوت تجربه کنم. چون در نهایت، این خود من هستم که باید با خودم زندگی کنم، نه دیگران. بهتره برم دوباره مقاله درددل کردن از نگاه روانشناسی رو بخونم.
تا كنون نظري ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بلاگ 9 ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.