سه شنبه ۰۲ بهمن ۰۳ | ۱۴:۴۱ ۲۲ بازديد
خب، یه چیزی که این روزا خیلی از ماها تجربه کردیم، قطعی برق مکرره. اصلاً انگار شده یه بخش از زندگی روزمرهمون! مخصوصاً توی زمستون که هوا سرد و سرده، قطع شدن برق یه چیز عجیبه. هر بار که برق میره، انگار تمام دنیا به هم میریزه. نه تنها برای من، بلکه برای خیلی از دوستان و خانوادهها هم همین طوره.
چند روز پیش، دوباره برق قطع شد. اولین چیزی که به ذهنم اومد این بود که چرا این اتفاق توی زمستون داره میفته؟ در تابستون هم قطعی برق داریم، اما زمستون یه جور دیگهست. هوا سردتره، خونهها شلوغتر میشن، مخصوصاً شبها که تو یه سری جاها بخاری برقی روشنه و همه یهجوری توی خونه جمع میشن. اینجوریه که یه روز سرد و بیبرق، مثل یه روز گرم و بیبرق سخت میگذره.
همینطور که دارم اینا رو میگم، یاد یکی از این روزای اخری میفتم. برق رفت و درست اونم وسط یه برنامه تلویزیونی! اصلاً نمیدونستم چی کار کنم. رفتم، پنجره رو باز کردم، چند دقیقهای بیرون ایستادم. هوای سرد صورتمو نیشگون میزد، اما هیچ فرقی نمیکرد. به همین راحتی دلخوشیم قطع شده بود. تمام وسایل برقی که بهشون عادت کرده بودم، یهدفعه از کار افتاده بودن. تلویزیون، کامپیوتر، گوشی بدون شارژم، حتی چراغای اتاق! همه چی!
اولش اصلاً باورم نمیشد که این قطعی برقها همچنان ادامه داشته باشه. مخصوصاً وقتی که یه مدت طولانی به ندرت برق قطع میشد و حالا دوباره داریم تجربهش میکنیم. اینها که میگم، همهشون فقط برای من نیست. خیلی از شماها هم این احساسات رو دارید. قطع شدن برق، حس میکنی دنیا داره تو تاریکی فرو میره و هیچ کاری نمیتونی بکنی.
این قطعیها، خیلی بیشتر از اینکه ناراحتی جسمی ایجاد کنه، ناراحتی روانی به همراه داره. وقتی به هر دلیلی، مثل دمای زیاد یا کم، نیاز به برق داریم و اون برق قطع میشه، انگار یه جور قطع ارتباط با دنیای بیرونه. حتی وقتی یکی از وسایل الکترونیکیمون مشکل پیدا میکنه، حس میکنیم یه چیز خیلی مهم از دست رفت. حالا تصور کن که قطع شدن برق به شدت زیاد بشه، نه تنها برای یک یا دو ساعت، بلکه برای روزها!
تو این قطعیها، مسئله فقط خود برق نیست، بلکه دمای هوا هم تاثیر داره. توی زمستون که دمای بیرون خیلی پایینه، قطع شدن برق یعنی قطع شدن گرمای خانگی. بخاریها، رادیاتورها، سیستمهای گرمایشی همه از کار میافتند. حتی یه لحظه دما توی خونه پایین میره و حس میکنی که حالت خوابآلودی داری.
یادمه یکی از شبها که برق رفت، ساعتها چیزی نداشتم که بخوام ازش استفاده کنم. گوشی هم شارژ نداشت و توی تاریکی داشتم گشت و گذار میکردم توی خونه. هیچ کاری نمیشد کرد. هر چی میگشتم، به جز شمع، چیزی پیدا نمیشد که بتونه یه کم نور بیاره. این اتفاق باعث شد به این فکر کنم که چرا این وضعیت برای خیلی از ما به یه روال عادی تبدیل شده؟ چرا قطع شدن برق دیگه برای خیلیها دیگه عجیب نیست؟ ما تو کشوری هستیم که پر از منابع انرژیه و واقعا جای تاسف داره برق نداشته باشیم!
قطعی برق همیشه وقتی میاد که فکرش رو هم نمیکنی.
بذارید یکم از حسی که بعد از قطعی برق داشتم بگم. برای لحظهای، توی تاریکی نشسته بودم و داشتم فکر میکردم که واقعاً چقدر به برق وابستهایم. حتی همین چیزای کوچیک رو نمیشه بدون برق انجام داد؟ شاید درسته، ممکنه یه روزی بتونیم یاد بگیریم که بدون تمام این وسایل زندگی کنیم، اما الان واقعا امکانش نیست.
چند روز پیش، دوباره برق قطع شد. اولین چیزی که به ذهنم اومد این بود که چرا این اتفاق توی زمستون داره میفته؟ در تابستون هم قطعی برق داریم، اما زمستون یه جور دیگهست. هوا سردتره، خونهها شلوغتر میشن، مخصوصاً شبها که تو یه سری جاها بخاری برقی روشنه و همه یهجوری توی خونه جمع میشن. اینجوریه که یه روز سرد و بیبرق، مثل یه روز گرم و بیبرق سخت میگذره.
همینطور که دارم اینا رو میگم، یاد یکی از این روزای اخری میفتم. برق رفت و درست اونم وسط یه برنامه تلویزیونی! اصلاً نمیدونستم چی کار کنم. رفتم، پنجره رو باز کردم، چند دقیقهای بیرون ایستادم. هوای سرد صورتمو نیشگون میزد، اما هیچ فرقی نمیکرد. به همین راحتی دلخوشیم قطع شده بود. تمام وسایل برقی که بهشون عادت کرده بودم، یهدفعه از کار افتاده بودن. تلویزیون، کامپیوتر، گوشی بدون شارژم، حتی چراغای اتاق! همه چی!
اولش اصلاً باورم نمیشد که این قطعی برقها همچنان ادامه داشته باشه. مخصوصاً وقتی که یه مدت طولانی به ندرت برق قطع میشد و حالا دوباره داریم تجربهش میکنیم. اینها که میگم، همهشون فقط برای من نیست. خیلی از شماها هم این احساسات رو دارید. قطع شدن برق، حس میکنی دنیا داره تو تاریکی فرو میره و هیچ کاری نمیتونی بکنی.
این قطعیها، خیلی بیشتر از اینکه ناراحتی جسمی ایجاد کنه، ناراحتی روانی به همراه داره. وقتی به هر دلیلی، مثل دمای زیاد یا کم، نیاز به برق داریم و اون برق قطع میشه، انگار یه جور قطع ارتباط با دنیای بیرونه. حتی وقتی یکی از وسایل الکترونیکیمون مشکل پیدا میکنه، حس میکنیم یه چیز خیلی مهم از دست رفت. حالا تصور کن که قطع شدن برق به شدت زیاد بشه، نه تنها برای یک یا دو ساعت، بلکه برای روزها!
تو این قطعیها، مسئله فقط خود برق نیست، بلکه دمای هوا هم تاثیر داره. توی زمستون که دمای بیرون خیلی پایینه، قطع شدن برق یعنی قطع شدن گرمای خانگی. بخاریها، رادیاتورها، سیستمهای گرمایشی همه از کار میافتند. حتی یه لحظه دما توی خونه پایین میره و حس میکنی که حالت خوابآلودی داری.
یادمه یکی از شبها که برق رفت، ساعتها چیزی نداشتم که بخوام ازش استفاده کنم. گوشی هم شارژ نداشت و توی تاریکی داشتم گشت و گذار میکردم توی خونه. هیچ کاری نمیشد کرد. هر چی میگشتم، به جز شمع، چیزی پیدا نمیشد که بتونه یه کم نور بیاره. این اتفاق باعث شد به این فکر کنم که چرا این وضعیت برای خیلی از ما به یه روال عادی تبدیل شده؟ چرا قطع شدن برق دیگه برای خیلیها دیگه عجیب نیست؟ ما تو کشوری هستیم که پر از منابع انرژیه و واقعا جای تاسف داره برق نداشته باشیم!
قطعی برق همیشه وقتی میاد که فکرش رو هم نمیکنی.
بذارید یکم از حسی که بعد از قطعی برق داشتم بگم. برای لحظهای، توی تاریکی نشسته بودم و داشتم فکر میکردم که واقعاً چقدر به برق وابستهایم. حتی همین چیزای کوچیک رو نمیشه بدون برق انجام داد؟ شاید درسته، ممکنه یه روزی بتونیم یاد بگیریم که بدون تمام این وسایل زندگی کنیم، اما الان واقعا امکانش نیست.
- ۰ ۰
- ۰ نظر
علت خاموش شدن تلویزیون بعد از چند دقیقه
خورشتم تند شده چیکار کنم
هواگیری شوفاژ یا حال گیری من!
املت 5 روزه! املت چن روز تو یخچال سالم میمونه؟
خرابی مترو کرج امروز